۱۳۹۷/۰۲/۲۷

داستان نمکدون صادراتی در ترکیه

امروز رفته بودم نمکدون بخرم یه دفعه از توی ردیف نمکدونها متوجه یه نمکدون ایرانی شدم. یک دفعه چنان غرور ملی تمام وجودم رو فرا گرفت و به فروشنده به ترکی گفتم: (بیزیم مملکتیمدان گلدی) یعنی از کشور من اومده و برای اینکه مطمئنی بشم شنیده دوبار تکرار کردم.
فروشنده هم با یک نگاه تعجب: گفت اوت، یعنی بله.
بعد نمکدون ایرانی رو خریدم و سرشار از این حرکت ملی و وجود کالای ایرانی در ترکیه به سمت خانه شتابان شدم.
به خونه که رسیدم با خود گفتم: حالا یه نمکدون اینجا صادر کردیم این همه دک و پز نداشت. خوبه حالا بنز و بی ام و به دنیا صادر نمی‌کنیم و گرنه کله همه رو میکندیم.
بعد دوباره تفکر کردم و دیدم علت این هست که تو این سالها تحقیر شدیم به قدری که با یه نمکدون صادر کردن هم خوشحال میشیم ولی یک آلمانی در خارج آلمان هیچ موقع احتیاج نداره بگه این بنز از کشور من اومده یا یه ایتالیایی بگه فیات از کشور من اومده.
نتیجه اخلاقی اینکه راه درازی هنوز داریم تا به نقاطی در دنیا برسیم که این سرافکندگی و عقب افتادگی که توسط جمهوری اسلامی در این ۴۰ سال تحمیل شده جبران کنیم.

۱۳۹۶/۱۲/۱۳

خاطره ای از جناب محمد نقیب درباره حکومت نظامی زمان مصدق

من در زمان مصدق دانش اموز دبیرستان دارالفنون بودم ..روزی رفته بودم به شاه اباد تا یک کتاب انگلیسی بخرم ..از دور دیدم دم در کلانتری شلوغ است و جلوتر رفتم دیدم یک نفر یک نردبان گذاشته تا خود را به سر در کلانتری برساند .پرسیدم موضوع چیست .گفتند توده‌ ای ها پرچم داس و چکش را بالای تابلو کلانتری نصب کرده اند و این اقا میخواهد ان پرچم را از انجا پایین بیاورد. گفتم این اقا کی باشند و چرا رئیس کلانتری چنین اجازه ای را داده است. آنها اظهار بی اطلاعی کردند و وقتی آن شخص پرچم داس و چکش را پایین اورد مردم برایش دست زدند .ان مرد هنگام راه رفتن میلنگید و به سختی راه میرفت. من کنجکاو شدم و بدنبالش رفتم و پس از چند دقیقه به او رسیدم و بعد از سلام پرسیدم‌ که او کیست و چرا پرچم داس و چکش را او پایین اورده است .وی گفت نام او دکتر منشی زاده و رهبر حزب سو مکا میباشد و مخالف نفوذ شوروی در ایران است و وی وارد خیابان خانقاه شد که دفتر و مقر حزب سومکا بود. وی تازه از برلین امده بود و هنگام‌ محاصره ان با قوای شوروی به رهبری مارشال ژوکوف در افتاده بود و پایش از طرف ارتش سرخ تیر خورده و لذا نمیتواند خوب راه برود .من با او وارد حزب شدم و نام نویسی کردم ‌چون دیدم تنها حزبی که با توده ایها با عمل مبارزه میکند همان حزب سومکا است. متاسفانه در هفته بعد حزب توده تولد استالین را در خانه صلح در بهارستان جشن گرفته بود و دکتر منشیزاده به انجا رفته و عکس استالین را پاره کرده بود و مصدق بر پایه حکومت نظامی که غیر قانونی بر پا کرده بود دکتر منشی زاده را به ۹ ماه زندان در سلول انفرادی در زندان قصر فرستاد که روزنامه های چپ ابراز خوشحالی کردند ولی دکتر منشی زاده بعد از رهایی از زندان در روزنامه اش بنام سومکا نوشت. رئیس کلانتری یک مملکت از ترس مصدق اجاره ندارد پرچم یک کشور بیگانه را از فراز کلاتنری خود پایین بیاورد و وقتی من عکس دشمن ابران را پاره میکنم مرا زندانی میکنند ازاین مملکت میروم. مصدق دو روز بعد از طی پبامی از دکتر عذر خواهی کرد و حتی گریه کرده بود منشی زاده در جواب نوشت شما اقا دیکتاتوری تضرع !! راه انداخته اید ومن از مملکتی که شما با حکومت نظامی راه انداخته اید میروم و دکتر رفت که رفت و بعد شنیدم به سوئد رفته است و حزبش هم منحل شد. روانش شاد.

۱۳۹۶/۱۱/۲۸

Press Release about Kamran Ghaderi

" Kamran Ghaderi's epic 9000 kilometers journey back to his beloved homeland " Iran" has captured the imagination of millions people around the world.
Kamran's remarkable journey started with his unique vision to awaken and enlighten every soul to his message of peace, hope and love of humanity.
The world community is now recognizing Kamran's genuine message. Kamran is expected to cross the border and enter Iran in 3 days. Kamran will take his message of peace & hope to a country in the cross roads between forces of a theocratic dictatorship of Ayatollahs and millions of young Iranians who are struggling to transform Iran a country of laws & order, peace and justice for all.

Kamran is taking a tremendous risk of arrest by the authorities in Islamic Republic in Iran. Although he believes firmly on his vision and has not broken any laws.
We invite all media outlets to schedule one on one interview with Kamran Ghaderi and share his vision of peace & hope with the world community.
Media Communication Team Please contact Xyz@media.co. Phone: 123-345-6789

۱۳۹۶/۱۱/۲۷

Stand with Kamran Ghaderi for free Iran

During the past 4 decades, most of us have somehow raised our voices against the atrocities of the Islamic Regime in Iran.. Yes, we've all tried to do our part, however tiny...... Being it to sign a petition, to blog, to join a demonstration or a tweetstorm, to send letters and email, to post and repost on Facebook.........

But in all these 40 years, there has been only one person who actually stopped his life and set out on foot to bring attention to the human rights issues in Iran. 
Kamran Ghaderi

In March of 2017, a man by the name of Kamran Ghaderi, set OUT, ON FOOT, to walk from his home in Sweden to Iran, carrying the Iran's true SHIR-O-KHORSHID Flag. He left his wife, Birgitta, his 2 sons and a grandchild, to walk over 7,000, kilometers through different countries, to raise awareness to the human rights crisis and for free and honest voting in Iran.
His "Voyage of Love" as he calls it has taken him through countries such as Italy, Slovenia, Hungary, Slovakia, Austria, Czech Republic, Germany, Greece to finally resting in Turkey before crossing the border into Iran.
Two days ago, he set out on the last leg of his trip and is presently very close to the Iranian border.
We, as his friends and family are extremely proud of him but are also very worried as to his entering Iran with the SHIR-O-KHORSHID flag. While this flag is historically Iran's ancient and true flag, the present Islamic regime views it as an enemy flag tied to the previous Pahlavi regime. It is thus of extreme and utter importance that Kamran Ghaderi's name and mission be spread and broadcast around the world to get as much media attention as possible. This is to ensure his safety once he enters the Islamic Republic. 
Kamran Ghaderi

His Voyage of Love is exactly that... A man's pure love for his country and countrymen.
Dear friends, he has only 6 days before he crosses the border. Please share this far and wide.. Ask friends in Iran to join him once crosses the border... Ask media to talk about him, you can also join 
him on his live blogs several times a day in Facebook and on Instagram. Stand with Kamran!

Kamran Facebook:
https://www.facebook.com/kamran.ghaderi

Thank you!

💙💙💙💙💙💙💙💙
✌️✌️✌️✌️✌️✌️✌️✌️

۱۳۹۶/۱۱/۰۳

سید ابراهیم رسولی شهید راه ایستادگی در مقابل زور و ستم

سید ابراهیم رسولی از شهرستان اقلید روز پنج شنبه 27 دی ماه 1396 خانه اش توسط نیروی انتظامی محاصره میشود. او اسلحه شکاری بیرون می آورد و اجازه ورود مامورین رژیم را به خانه اش نمی دهد. دو تن از مامورین رژیم که قصد ورود به خانه وی را داشتند توسط این بزرگ مرد زخمی می شوند. نهایتا رژیم با استفاده از تک تیر انداز سید ابراهیم را به شهادت می رساند.


سید ابراهیم رسولی
سایت حکومتی ایرانا وابسته به جمهوری اسلامی در دروغ های همیشگی مدعی می شود که سید ابراهیم معتاد بوده و خودکشی کرده است. این نمونه دیگر از دروغ پردازی هایی است در مقابل جانباختگان قیام دی ماه 1396 عنوان می دارند.
دروغپردازی سایتهای رژیم جمهوری اسلامی درباره کشته شدن سید ابراهیم رسولی
در این میان مردم اقلید که سال 1387 نیز یکبار به مدت یک هفته مامورین رژیم را زمین گیر کرده بودند با حضور گسترده در مراسم تشییع جنازه سید ابراهیم رسولی مشت محکمی به دهان حکومت آخوندی زدند. 

در یک روایت محلی در مورد نحوه  جانباختن سید ابراهیم رسولی چنین گزارش شده است:
نگذاریم سید را دوباره بکشند
سید ابراهیم رسولی که در برابر زورگویی مامورین رژیم سر فرود نیاورد و با ایستادگی در مقابل این جانیان جانباخته آزادی خواهی و حق طلبی شد.
از روز پنجشنبه اقلید در بهت و حیرت فرو رفت.خبر کوتاه بود و جانگداز.سید ابراهیم در حالیکه در خانه شخصی خود  محاصره شده بود از میان ما پرکشید.در و دیوار خانه جا به جا نشان از گلوله های پرواز کرده به سوی سید دارد.گویی گلوله ها هم از سید شرم داشتند که خود را به او برسانند.جرم او سر خم نکردن در برابر زور و دفاع مشروع از حریم شخصیش بود.درست است که هیبت ظاهرش نشان از سرسختی و زورمندی میداد اما در سینه اش قلب یک کودک میتپید.سرسختیش از این رو بود که مرگ را به سخره میگرفت و افسوس که شغالان نمیدانستند شیر را نمیتوان به بند کشید.وقتی خبر مرگ شهادت گونه اش پخش شد از هیبت و عظمت خبر مردم  همه بهم برآمدند و کسانی که میخواستند به بندش بکشند از ترس عقب نشستند.هیچکس را یارای پاسخگویی به هزار سوال بی جواب نبود.مگر سید چه کرده بود که شایسته چنین برخوردی شده بود؟جرمش شاید این بود که آزاده بود و سر به ظالم فرود نمیاورد.پس برای توجیه ازدحام شغالان در کنام شیر باید دلیل تراشید.بجای گونی های برنج که برای اطعام فقرا در خانه نگه داری میکرد گفتند مواد مخدر و قرص روانگردان دارد.بجای حرفش که میگفت من خلافی نکرده ام که محاصره ام کنند گفتند شرور بوده. بجای آنکه بگویند گفته بود رهایم کنند خودم با پای خودم به دادگاه میروم گفتند  اراذل و اوباش است.بجای اینکه بگویند سربازی که به حریم خانه اش تجاوز کرده بود را آزاد کرده و گفته بود من با کسی سر جنگ ندارم گفتند سید بزرگترین قاچاقچی شمال استان بوده.باعث مرگ یک انسان آزاده و جوانمرد شدن ننگی است که حتی ناجوانمردان از خفت آن فرار میکنند.پس چه بهتر که سید را تخریب کنند تا کارشان موجه جلوه کند.به همه بگویید سید پشت و پناه مظلوم بود.بگویید آزاده بود.دنیا در نظرش خوار بود و مرگ حقیر.لوطی صفت بود.اهل بینش و معرفت بود و فرزند خلف و تربیت یافته حاج سید محمد رضا رسولی آن بزرگمرد طریق عرفان و معرفت٬به همه بگوییم نگذاریم سید را دوباره بکشند
نگذاریم سید را دوباره بکشند
سید ابراهیم رسولی معروف به (سد ابرام ) یه فرد لوطی و با مرام که هرچی از مرام  و معرفتش بگم کم گفتم روز چهارشنبه افسار اسبشو میبنده پشت ماشینش که ببره اسب رو بگردونه یه مسابقه هم بوده اونجا هم میره تو راه یکی از شغالهای نیرو انتظامی جلوشو میگیره که بهش گیر بده اونم زیر بار نمیره این شغال بد صفت میره با دادستان زد وبند میکنه و حکم دستگیری میگیره دیروز بین ساعت 8تا9صبح با چندین مامور میرن سراغش تا دستگیرش کنن ولی سید زیر بار نمیره و باهشون درگیر میشه با یه اسلحه شکاری دوتاشونو زخمی میکنه تا ساعت 3 و 4 محاصره بوده که تک تیراندازها میزننش و حالا شایعه کردن که قاچاقچی بوده و با اسلحه کلاشینکف به مامورا حمله کرده و خودکشی کرده.

روحش شاد و یادش گرامی باد، این قهرمان بزرگمرد اقلیدی 

داستان نمکدون صادراتی در ترکیه

امروز رفته بودم نمکدون بخرم یه دفعه از توی ردیف نمکدونها متوجه یه نمکدون ایرانی شدم. یک دفعه چنان غرور ملی تمام وجودم رو فرا گرفت و به فر...