۱۳۹۶/۰۳/۲۵

لوگوی شیر و خورشید که به طور رسمی در فیس بوک قرار گرفت

طبق آمار تاکنون بیش از 1200 نفر پرچم ملی ایران را روی تصویر خود قرار داده اند

این لوگو را تقریبا یک ماه پیش طراحی کردم و خوشبختانه مورد استقبال خوبی واقعی شد که طبق آماری که می بینم بسیاری از نسل جوان که تحت تاثیر تبلیغات جمهوری اسلامی بوده اند نیز با پرچم ملی خود پیوند خوردند.


برای قرار دادن پرچم رو عکس خود با استفاده موبایل به قسمت تعویض عکس رفته و گزینه اضافه کردن قاب  را بزنید add frame
و سپس کلمه 
Iran
را جستجو کنید
اگر از این راه به نتیجه ای نرسیدید از لینک زیر نیز می توانید استفاده کنید

۱۳۹۶/۰۳/۰۸

مشارکت 70 درصدی جوکی بیش نیست

پس از گذشت نزدیک به دو هفته از حال و هوای انتصابات ریاست جمهوری  در ایران می خواهیم به بررسی دقیق تر  میزان  مشارکت بپردازیم.  جمهوری اسلامی بر طبق عادت همیشگی اش و بر اساس حفظ آبروی جمهوری اسلامی همیشه میزان مشارکت را بین 20 تا 30درصد بیشتر نشان می دهد و اینبار نیز به این امر دست زد . این امر معمولا در ساعت پایانی رای شماری و به صورت توافقی با کاندیدها انجام می شود و اگر دقت کرده باشید رای های رئیسی و روحانی به صورت تصاعدی افزایش دادند .

حالا می پردازیم به نوع تقلب. ابتدا نیاز هست بدانیم در کل کشور چند عدد صندوق رای وجود داشته است؟

تعداد صندوق های رای بر اساس گفته های شبکه خبر جمهوری اسلامی که معتبرترین مرکز خبری در جمهوری اسلامی است 63000 صندوق بوده است.من برای آنکه بعدا این حرف توسط جمهوری اسلامی تکذیب نشود عکس این مورد را گرفته ام و در اینجا قرار می دهم.

تعداد صندوقهای رای در انتخابات 96


حال اگر هر فرد دستکم برای نوشتن دو لیست شورای شهر و ریاست جمهوری و گرفتن تعرفه و مهر و ایستادن در صف 3 دقیقه وقت لازم داشته باشد در حد نهایت 21 میلیون نفر در انتخابات شرکت کرده اند. 

حال این مشارکت 41 میلیونی برای شرکت در این انتخابات آنهم در 3 دقیقه حداقل به 32 ساعت وقت نیاز داشته اند که از نظر عقلانی درست نیست.

البته بعد از اینکه من کلیپی در رابطه با مشارکت تهران ساختم وزارت کشور سریعا بیانیه ای منتشر کرد و میزان مشارکت هر فرد را 48 ثانیه عنوان کرد که شبیه جوک خنده داری بود. شما برای برداشتن یک قلم و کاغذ معمولی بیش از1 دقیقه وقت لازم دارید چه برسد به نوشتن مثلا 21 اسم برای نمایندگان شورای شهر تهران، نوشتن ریاست جمهوری ، گرفتن تعرفه ها و مهر و امضا و انداختن به صندوق.


اگر برنامه انتخابات را دنبال می کردید طبق آماری که در تلوزیون جمهوری اسلامی منتشر می شد تا صبح ساعت 9:00 میزان رای ها به اندازه 25 میلیون بود که کمی نزدیک عدد واقعی محسوب می شد ولی بعد از آن رای ها به یکبار زیاد شد و گفتند که شمارش آرا پایان یافت که این نیز بسیار خنده دار بود. یعنی 20 میلیون رای دیگر را فقط در  یکی ، دو ساعت شمردند !
بهر حال جمهوری اسلامی این کلک کلاسیک را همیشه در انتصابات های خود انجام داده است و این شعبده را که به یک بیعت با رهبر انقلاب اسلامی است مرتب و هر چهار سال تکرار می کند ولی وظیفه ما این است که دروغ اینها را افشا کنیم.

۱۳۹۶/۰۲/۲۸

شهروند درجه سه

شهروند درجه سه
پدر جان می دانم که نه تو رئیسی می شناسی نه روحانی، نه اصولگرا میشناسی نه اصلاح طلب ،تو در این کشور شهروند درجه سه نیز نیستی .
نهایت تفکر تو بدست آوردن نانی است که شب خود را با آن سیر کنی.
و من و امثال من برای آن روزی مبارزه میکنیم که فردی به مانند تو با سن بازنشستگی برای لقمه ای نان مجبور به باربری نباشد و جوانکهای رنگ شده فعلی آنقدر به شعور رسیده باشند که بجای زنده و باد و مرده بادهای دروغین به فکر ساختن آن ایرانی باشند که در آن فقر معنی ای نداشته باشد.
تا آن روز ، نه سازش ، نه تسلیم ؛ نبرد تا آزادی

۱۳۹۶/۰۲/۲۱

پاسخی دندان شکن از یک نوجوان 16 به ترانه علیدوستی در تویتر در باب شرکت در انتخابات

ترانه علیدوستی با انتشار یک تویت بر شرکت در انتصابات تاکید کرد . در پاسخ او یک نوجوان رای اولی می گوید :

من نمي دونم تو چه فمينيستي هستي كه به آخوند راي ميدي من راي اولي ام ولي راي نمي دم


باید گفت : درود به شرف و شعورت باد که با 16 سال سن از هر هنربند دیگری آگاه تر هستی 

۱۳۹۶/۰۲/۱۲

تحلیلی بر قتل سعید کریمیان ، قتلی مبنی بر تصفیه حساب جناحی رژِیم


در این چند روز شاهد تحلیل های گوناگونی پیرامون قتل مدیریت شبکه جم (سعیدکریمیان) بودیم. داستان های زیادی در بابهای مختلف می شندیم مثل مجاهد بودن کریمیان ، قتل ناموسی وی و ... که همه اینها به دور از واقعیت است.


چیزی را که من در این روزها با کمی تحقیق محلی به دست آوردم علت این قتل که قتل پر هزینه ای نیز بوده (به وسیله یک تیم، با اسلحه ؛ ماشین بی پلاک و...) نمیتواند صرفا قتل ناموسی و انتقام گیری شخصی باشد. (به اخلاق مدار بودن یا بی اخلاق بودن آقای کریمیان کاری ندارم چون آن را باید بعدها قضاوت کرد) .

سعید کریمیان که احتمالا توسط یکی از جناح های حکومتی تغذیه مالی میشد صرفا قربانی تصفیه حسابهای مالی بین باندهای حاکمیت شد. اگر دقت کرده باشید در تلوزیون جم یک سری برندهای داخلی تبلیغ میشد که هر کدام به یک سری کارخانه های بزرگ می رسید و هر کدام از این کارخانه ها هم به یک شخص دانه درشت ختم می شد. از سوی دیگر جناح های دیگر رژیم که در کار واردات بودند از این تبلیغات آشفته و ضرر سنگینی دیده اند. در قسمت دیگر مجموعه کانالهای جم صرفا مطیع بخش خاصی از حاکمیت بود و خطر آن وجود داشت که با در دست داشتن نزدیک 14 کانال مختلف بر روی چندین ماهواره حتی کودتای رسانه ای برای آنها بسیار ساده بود.


به هر روی وقتی سر چشمه خبرهایی چون مجاهد بودن کریمیان و ... را دنبال می کنیم به سایتهای جمهوری اسلامی می رسیم. پس به قول ظریفی اگر می خواهید بدانید چه کسی کریمیان را کشته پیگیری کنید و ببینید چه کسی او را به مجاهدین چسبانده است .

مافیای درونی رژیم با این ترور پیام سختی برای جناح مقابل خود فرستاد آنهم در آستانه انتخاباتی که جناح های مافیایی رژیم درصدد گرفتن منصب ریاست جمهوری برای چپاول بیشتر ملت ایران هستند.

امید است که این پرونده در آینده روشن شود هر چند معمولا این قتلهای برون مرزی همیشه در هاله ابهام باقی می ماند .

۱۳۹۶/۰۲/۰۴

حکومت پادشاهی پارلمانی چیست و تفاوت آن با نظام جمهوری اسلامی

بر اساس نمودار :

در سیستم پادشاهی پارلمانی راس امور مردم قرار دارند که با انتخاب نمایندگان مجلس در یک انتخابات آزاد و دموکراتیک تشکیل مجلس ملی را می دهند.

در مجلس ملی بر اساس اکثریت آرا حزبی که بیشترین رای را دارد مسئول تشکیل دولت می شود و نخست وزیر این مسئولیت را به عهده می گیرد.
هر 4 سال انتخابات مجلس انجام می شود و سیستم کاملا دموکراتیک و در چرخش است.
پادشاه در سیستم پادشاهی پارلمانی :

1-صرفا یک مقام تشریفاتی است و قدرت سیاسی ندارد.

2-وظیفه پادشاه بودن سمبل و نماد و یکپارچگی کشور است

3-تمام وظایف پادشاه در سیستم پادشاهی پارلمانی سمبلیک است.

4-مجلس اگر تشخیص به نا کار آمدی پادشاه دهد از طریق یک رفراندوم یا تغییر قانون می تواند تغییرات لازم را به وجود آورد.-------------------------------------------------------
سیستم حکومت جمهوری اسلامی :
-------------------------------------------------------------
قدرتهای رهبر جمهوری اسلامی :


· تعیین سیاستها کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام.

· نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام.

· فرمان همه‌پرسی.

· فرماندهی کل نیروهای مسلح.

· اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروهای مردمی.

· نصب و عزل و قبول استعفای: مسئولان کشور.

· تعیین فقهای شورای نگهبان.

· تعیین رئیس قوه قضاییه.

· تعیین رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.

· تعیین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران.

· تعیین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

· تعیین فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی.
------------------------------------------------------------------------------

از 10 کشور برتر دنیا طبق نمودار لگوتوم پروسپرتی 8 تای آن به شیوه پادشاهی پارلمانی اداره می شود.
نمودار لگوتون پروسپرتی : 


۱۳۹۶/۰۱/۳۰

پاسخی به خزعبل سایت امپراطوری دروغ در باب اینجانب (مهدی میرقادری)

چند هفته پیش سازمان ملل ترکیه طی تماسی از من خواست که ارتباطاتم را محدود و فعالیتم را کم کنم و از امکان وجود تهدید به من هشدار داد امروز مشاهده کردم که نام من هم به عنوان عنصر سلطنت طلب که از راه اسلام هراسی امرار معاش میکند ! در یکی از سایتهای جمهوری اسلامی ثبت و مقاله ای در باب این جانب منتشر کرده اند.

باید همینجا در پاسخ بگویم اگر این اسلام هراسی نان داشت مجبور به این زندگی سخت در ترکیه نبودم که جان خود را در این راه بر کف دست گرفته و یک تنه به مبارزه با شما اشغالگران میهنم برخیزم . نه دشمنان عزیز، تنها راهی که راحت میتوان در این دنیا امرار معاش کرد این هست که جلوی ظالمینی به مانند شما کمر تعظیم فرود آورد و به مزدوری و فروختن وطن و هموطن پرداخت که آن در مرام من نیست..این اسلام هراسی امرار معاش ندارد حتی کشورهای پناهنده پذیر هم یک اسلام هراس را به خود راه نمی دهند و پرونده اش را کنار میگذارند که در همین سرزمین با انواع و اقسام مشکلات دست و پنجه نرم کند.این اسلام هراسی فقط یا مرگ دارد یا بدبختی و نیستی ولی این به معنی کوتاه آمدن از این راه نیست . چون شما کشور ما را اشغال کرده اید و باید آن را پس دهید.
راه من از راه آن دسته که در خارج کشور فقط موقع رای دادن یاد هموطنان داخل می افتند آنهم برای اینکه راحت به ایران بروند و بیایند و کسی کاری به آنها نداشته باشد و مردم بدبخت سرزمینم نیز چپاول شده و بدبخت بمانند و آنها در برج میلاد بستنی روکش طلایشان را بخورند جداست.

من وقتی پای در این راه آزادی کشورم گذاشتم وصیت خود را نیز نوشته ام و فکر تمام این مسائل و دروغهای شما را هم کرده ام نه تهدید ، نه سختی زندگی در غربت و دوری از خانه و خانواده ذره ای از عظم من برای بازپسگیری کشورم از شما کم نخواهد کرد.

حال بروید عکس من را با سمیت 1 لیری و چای 1 لیری که جمع یکسوم 1 دلار میشود بگذارید و بگویید از اسلام هراسی امرار معاش می کند. سمیت 1 لیری میخوریم ولی کشور را نمیفروشیم مطمئن باشید.
تصویر از سایت امپراطوری دروغ 

۱۳۹۶/۰۱/۲۱

شاهزاده رضا پهلوی حرکت اساسی را اعلام کرد : جایگزینی نظام پادشاهی بجای جمهوری اسلامی با یک انقلاب مسالمت آمیز

مدتها بود هواداران پادشاهی منتظر اعلام چنین سخنی از سوی شاهزاده رضا پهلوی بودند . حتی به عقیده بسیاری اگر ایشان صرفا تمرکز روی ایجاد یک حزب پادشاهی خواه می گذاشتند بزرگترین حزب تاریخ معاصر ایران شکل میگرفت زیرا مخالفین هوادار پادشاهی رژیم از نظر تعداد بسیار زیاد ولی به صورت پراکنده در سازمانهای مختلف هستند.

دیروز شاهزاده در مصاحبه با آسوشیتدپرس عملا این موضوع را اعلام کردند . این مصاحبه نیز به صورت گسترده ای در میان سایتهای انگلیسی زبان و سایتهای خبری فارسی زبان همچون فاکس نیوز و ... انتشار داده شد.


شاهزاده در این مصاحبه فرمودند  این انقلاب باید مسالمت‌‌آمیز باشد و می‌تواند با اعتصاب‌های سراسری کارگری آغاز شود. رضا پهلوی که در ماه‌های اخیر و در پی انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا فعال‌تر از پیش شده است در مصاحبه با خبرگزاری ‌‌آسوشیتدپرس خواستار جایگزین کردن رژیم روحانیون در ایران با رژیم پادشاهی پارلمانی شد‌؛ رژیمی که در آن به حقوق بشر احترام گذاشته می‌شود، اقتصاد دولتی مدرنیزه می‌شود و می‌تواند حسن نیت خود را به غرب و همسایگان سنی ‌خلیج فارس ثابت کند تا سوء ظن به مقاصد ایران به خاطر نقشی که در عراق، سوریه و یمن ایفا کرده از بین برود. او می‌گوید، تمرکز خود را در حال حاضر بر "آزاد" ساختن ایران نهاده و بدون به خطر انداختن مصالح و استقلال ایران هر وسیله‌‌ای کمک خواهد گرفت و هر کسی که "مایل به دست دادن با ماست"، چه آمریکا باشد یا عربستان سعودی، اسرائيل و دیگران را مد نظر قرار خواهد داد.

به باور من به عنوان یک هوادار پادشاهی که سالها فعالیت شاهزاده را دنبال کرده ام اکنون بایستی تمامی هواداران پادشاهی که به نوعی دچار پراکندگی  گردیده اند در جهت تحقق این انقلاب مسالمت پیرامون شاهزاده گرد آمده و برای انجام این امر خطیر او را یاری کنند.


برنامه فیس بوکی من در این باب

۱۳۹۶/۰۱/۰۶

به مناسبت 6 فرودین 2576 شاهنشاهی آیین زرتشت را برگزیدم

امروز 6 فرودین 2576 شاهنشاهی است  روزی که تصمیم گرفتم به صورت قلبی و رسمی آیین زرتشت را بپذیرم.

تقریبا من از موقعی که نوجوان  بودم سوالات مختلفی در باب اسلام در ذهنم بود. مثلا یکی از اطرافیان میشنیدم که میگفتند این را نگو که سنگ می شوی ؟!
اگر روزه نگیری به جهنم خواهی رفت و چنان تو را خواهند سوزاند که استخوانهایت باقی نماند.

کلا هر چه می دیدم و می شنیدم از سنگ شدن بود و از سوزاندن و از ترس و ایجاد رعب. من نیز از کودکی کسی بودم  که هر جا میخواستند موضوعی را به من تحمیل کنند به سختی مقاومت میکردم و حتی میجنگیدم در این راه. توان خم کردن سر در برابر زور و تحمیل را نداشتم.
6 فرودین تولد آشو زرتشت ورجاوند 


البته در همان مقاطع با دوگانگی نیز مواجه بودم که می دیدم آخوندهای مفت خور که مثلا نماد دین و اسلام هستند از یک سو مردم را به مثلا کارهای خوب و دروغ نگفتن و اصراف نکردن و ... دعوت می کنند و از سوی دیگر خود عکس همه اینها را عمل می کنند از دزدی و چپاول گرفته تا تجاوز و زنا با زنان شوهر دار و خوردن مال مظلوم و ...

همه این دو گانگی ها به اضافه آموزه هایی از بزرگانی که از چندین سال پیش به نقد اسلام دست زدند همچون شجاع الدین شفا ، رضا فاضلی ، فرود فولادوند ، منصور انصاری ، هومر آبرامیان و ....باعث شد که به این اندیشه برسم که این مذهب اسلام یک مذهب تحمیلی بوده که کلا در فلسفه وجودی خود و فلسفه اجرا کنندگان که خود آخوندها باشند در تضاد کامل است.شاید اولین کتابی که من را به اندیشه عمیق فرو برد کتاب  " خیام و آن دروغ دلاویز " نوشته هوشنگ معین زاده بود.

تقریبا من به مدت 10 سال از سن 20 تا 30 سالگی که اکنون درون آن به سر میبرم تصمیم گرفتم که هیچ دین و مذهبی را اختیار نکنم و شاید در این مدت بیشتر تحت تاثیر افکارات لیبرال_ کمونیستی که فضای این روزهای رسانه های غربی را نیز پر کرده اند و دین را مایه بدبختی بشریت می دانند و بی دینی را معادل یک انسان روشنفکر و ... بیان کرده اند بودم و همچنین به سختی با دینمداران از هر دسته گروه در نبرد بودم. ولی با مطالعات دقیق تر در یافتم که این موضوع گرفتن دین از جامعه نیز یکی از راههای تسلط بر آن جامعه است به نحوی که یافتم بدون دین و فسلفه کامل زمینه سقوط جامعه از لحاظ اخلاقیات و معنویات فراهم میشود و شاید این بی بند و باری اخلاقی در هر زمینه ای که می بینید نتایج این هست که مردم تحت تربیت اسلامی آخوندها که خود مصداق بزرگترین بی خردی هاست به ناگاه از همان نیز خارج شدند و تصمیم گرفتند فقط در راه منفعت شخصی همه چیزو  همه کس را قربانی خود کنند. این نیز خواست اصلی استعمارگران است .

چرا آیین زرشت

باید گفت همیشه و از همان کودکی علاقه مند سه پند بودم : گفتار نیک ، کردار نیک ، پندار نیک . این سه پند بسیار برای من ایرانی قابل هضم تر بود تا آن آموزه ها بیابانی اسلام که با متد آخوندیسم به من تحمیل میشد .
علت دیگر انتخاب آیین زرتشت این بود که آیین زرتشت یک آیین زمینی بود نه آیین آسمانی . یعنی صرفا برای این آمده بود که انسانها در طول این حیات مادی خود بر اساس همان سه پند زرتشت بزرگ یک جامعه انسانی با خصوصیات انسانی را بسازند و هدف برقراری یک شناخت درست از فلسفه زندگانی است. آیین زرتشت نه اجباری را به کار میبرد نه در زندگی افراد دخالت می کند نه برای دیگران حکم قطع دست و پا و اعدام صادر می کند نه می خواهد دکانی برایش باز شود و از راه امامزاده و مقبر ها برایش پولی جمع شود نه نیاز هست برای اهورمزدای آن روزی 7 بار به سمت عربستان سعودی دولا و راست شد و نیز برای صدور آن به دیگر کشورها شمشیر به دست گرفت. زیرا آیین زرتشت تنها با روشن کردن چراغ می آید.

بسیاری از ایرانیانی که دینی را پذیرفتند یا از اسلام خارج شدند شرایطی مثل اجبار ، مطالعه نکردن درست ، عدم شناخت و حتی دلایلی مانند گرفتن پناهندگی از دیگر کشورها را لحاظ قرار می دهند و پس از اینکه به هدف و مقصود خود رسیدند یا به همان اسلام عزیز بازمیگردند یا در دوگانگی به سر میبرند و یا کلا بی دینی می شوند. اما من با مطالعه کامل این کار را انجام دادم و حتی با علم و سفارش بسیاری از دوستان دلسوز که می گفتند مسیحیت را برگزین که سودهای آن همچون راحت تر پذیرفته شدن برای رفتن به کشورهای مسیحی  بهره ببری من آن را رد کردم زیرا هدف و قایت من در جایی به اسم ایران خلاصه می شود .  آیین زرتشت آیین سرزمین من است و من یک سرزمین بیشتر ندارم و آنهم ایران است . من در طول زندگی ام بسیار و به ندرت کار را به خاطر منافع شخصی ام انجام داده ام و بیشتر انتخابهایم صرفا منفعت گروهی و یا از روی مطالعه و تحقیق بسیار بوده است.برای پذیرفتن این آیین هیچ مبلغ مذهبی به سراغ من نیامد چون آیین زرتشت اینقدر شفاف و آشکار و همه فهم است که با مقداری خواندن و مطالعه آن را درخواهید یافت.

به عنوان آخرین صحبت باید بگویم که دین اسلام به سرعت هر چه تمام تر دارد از بین  مردم ما بیرون می رود هر چند این قضیه  پدیده ای است نیکو زیرا سالیان سال ما در این  پیکار هستیم که مردم را آگاه سازیم ولی وجود نداشتن یک دین واحد در کشور می تواند تهدید کننده تمامیت ارضی ما ، از هم پاشیدگی اجتماعی و اخلاقی جامعه ما و بسیار مسائل دیگر را در پی خواهد داشت. پس از این رو به تمامی یاران خود توصیه میکنم که با مطالعه کامل بیاییم و به آیین نیاکانمان بازگردیم تا این سیه روزی را از کشور خود پاک کنیم و یک جامعه بسیازیم که وقتی می گوییم نژاد آریایی این را با افتخار تمام بیان کنیم.

۱۳۹۵/۱۲/۱۴

جایزه اسکاری که مایه خجالت و شرمساری شد

کمتر کسی که درباب گرفتن اسکار توسط اصغر فرهادی چیزی نشنیده باشد . تحلیل های بسیاری در این رابطه نیز انجام گرفت که البته با زیر و رو کردن شبکه های مجازی و تلوزیون ها و مفسرین ایرانی و امریکایی اکثرا این کار را مدیریت شده به صورت مشترک از طرف آکادمی اسکار و خود فرهادی برای حمله به ترامپ دانسته بودند.

کافی بود کمی در بین کامنتهای ایرانیان و آمریکایی ها جستجویی کنید تا به عمق این فاجعه پی ببرید. مهم ترین قسمت این آبروریزی این بود که در نامه ای که فرهادی به دست انوشه انصاری و فیروز نادری داد تا در آنجا بخواند رئیس جمهور منتخب  آمریکا و سیاست هایی که برای تامین امنیت کشورش گرفته شده بود را به باد انتقاد گرفته و بجای اینکه از این تریبون جهانی از حق مردم ایران دفاع کند عملا تبدیل به بلندگوی حکومت جمهوری اسلامی برای انتقاد علیه ترامپ شده که اگر نمی دانستیم نویسنده این نامه کیست شاید خیال میکردیم از طرف قاسم سلیمانی یا سعید قاسمی یا دیگر سران سپاه آمده باشد. در اینجا که آدم یاد مثل معروف می افتد که اگر حرف نزنی نمی گویند لال هستی.

از یک سو پرفسور فیروز نادری که نام نیکی در زمینه علمی دارد  این نام نیک را بر روی اسب بازنده ای شرط بندی کرد که باعث شد در این یک هفته گذشته آماج حملات  و پرسش های گوناگونی از مردم باشد که چرا به نمایندگی از این فرد به آکادمی اسکار رفتی؟ پرفسور نادری بعد از این حملات با حالت دلخوری مطلبی را در فیس بوک منتشر کرد و ضمن اینکه گفت من از سال 1388 صدای مردم ایران شدم و از حق آنها دفاع کرده ام به شاهزاده رضا پهلوی و شهبانو نیز متوسل شد و خود را دوستدار آنها معرفی کرد بلکه کمی از این اشتباه استراتژیکی که کرده است کاسته شود .

البته بر انوشه انصاری هیچ سخنی وارد نیست چرا که تکلیف او مدتهاست که روشن است و آوازه همکاری او با لابی های جمهوری اسلامی در آمریکا در همه جا شنیده میشود.

جالب اینجاست که در یک برنامه آمریکایی به این موضوع به خوبی اشاره شده و به فرهادی گفته می شود تو از سرزمینی می آیی که به روی زنهایتان اسید میپاشند و آزادی بیان در حد صفر است و کودکان اعدام می شوند و بسیاری از مردم برای آزادی در زندان هستند حال به یک قانون داخلی امریکا ایراد گرفته ای . این فیلم را می توانید از اینجا ببینید :


حال چرا این موضوع باعث آبروریزی برای ایرانیان شد ؟
اگر مطالب وبلاگ من را خوانده باشید 5 سال پیش وقتی از جایزه اصغر فرهادی دفاع کردم. اما پس از آن مشخص شد که اصغر فرهادی دست نشانده جناح حکومتی به اسم اصلاح طلبان است و علت حملات از طرف اصولگرایان و بسیجی ها هم همین دعوای درون نظام خودشان است. اکنون که در طی این سالها این ماسک از چهره اینها افتاد و فهمیدیدم که اصولا اصلاح طلب و اصول گرا 2 بال حکومت اسلامی برای نجات این حکومت است که هر کدام برای جیب خود و خانواده خود و آقازاده هایشان تلاش می کنند دریافتیم که آن موقع نیز تلاش فرهادی برای نجات این حکومت بوده است.

امسال نیز وقتی تمامی ایرانیان شریف و میهن پرست تلاش کردند با آمدن دیپلماسی جدید در کاخ سفید و وضع  قوانین محدودیت سفر بر ایرانیان حساب رژیم جمهوری اسلامی  را از مردم جدا کنند و بگویند که این حکومت از ما نیست فردی به مانند فرهادی این پیام را فرستاد که دقیقا حکومت و مردم ایران یکی هستند و مسدود کردن و محدود کردن حکومت یعنی محدود کردن مردم ایران  و این دلیل واضحی بود بر اینکه از طریق این تریبون این آبروریزی بزرگ را به وجود آورد.

البته این نکته را هم یادآوری کنم که اکنون بسیار  آشکار گردیده که جوایزی مثل نوبل ، اسکار و جوایز بزرگ جهانی همه فقط انگیزه سیاسی پشت آنها است و اصلا منصفانه به انسان ها تعلق نمی گیرد.
بهر حال باید گفت قلمی که در راه مردم ایران ننویسد قلم نیست و هنرمندی که در راه ملت ایران نباشد هنرمند. پس هزاران جایزه و میلیون ها اسکار و نوبل ذرته المثقالی برای مردم ارزش ندارد اگر در راه آزادی ملت و کشور ایران صرف نشود حال اینکه بر عکس آن در راه نگهداشت رژیم صرف شده است .

پ.ن : تحلیل دکتر تقی زاده را در این باب ببینید 

۱۳۹۵/۱۲/۰۴

قیام استخر ، نژاد آریایی و اسلام اجباری به زور شمشیر

امروز می خواهم بر خلاف سایر نوشته هایم که جنبه های تحلیلی و سیاسی داشت یک داستان تاریخی  واقعی  بنویسم که مقادیر بسیار زیادی نیز به من مربوط است . بسیاری من را به نام مبارز نستوه میشناسید و بعضا هم مهدی میرقادری . من متولد شهری تاریخی به نام اقلید فارس هستم .شهری در شمال استان فارس .اقلید یک کلمه یونانی است به معنای کلید و از قدیم به این شهر کلیل یا کلید نیز میگفتند به معنای اینکه هر آنکس بتواند این شهر را فتح کند می تواند کل منطقه پارس را فتح کند. این شهر یکی از بخش های شهر آزارگاتا در زمان هخامنشی بود و مرکز تربیت اسب های جنگی کورش بزرگ شمرده می شد.

در زمان ساسانیان شهر استخر مرکز حکومت ساسانیان شمرده میشد و اقلید نیز یکی از شهرکهای  شهر استخر به شمار می رود. اگر تاریخ را خوانده باشید حتما می دانید که  پس از فتح استخر به دست  لشکر اسلام  در سال های 28- 30 قمری مردم انجا دست به شورش زدند و حاکم عرب استخر را کشتند . عثمان خلیفه سوم عبدالله بن عامر را برای فرو نشاندن شورش استخر به این ناحیه اعزام داشت. مردم استخر با نهایت مردانگی و فداکاری در برابر لشکریان عبدالله عامر پایداری کردند تا جایی که وی به خشم امد و سوگند خورد ان قدر از مردم استخر بکشد تا خون روان گردد و بعد فتح 40000 نفر را گردن زدند  و خون آنها را جاری کردند. البته بازهم مردم استخر از این امر نهراسیدند  و وقتی عثمان در مدینه به قتل رسید بازهم  از فرصت استفاده کرده و دست به شورش زدند که همان امام اول شیعیان که در آن زمان خلیفه چهارم شده بود و بسیار هم برای ایرانیان مقدس هست یعنی علی بن ابوطالب یک لشکر به سرکردگی عبدالله بن عباس به استخر می فرستد و باز هم مردم استخر دلیرانه در برابر او مقاومت می کنند ولی بازهم در اثر کمبود نیرو شهر سقوط میکند و عبدالله بن عباس فرستاده امام علی  شروع به کشتار مردم شهر می کند و آنقدر از مردم میکشد که در شما نمی آید.
داستان بدینجا ختم نمی شود .دوباره در سال 29 هجری قمری  مردم دلیر استخر باز هم بر حاکم عربی که بر سر آنها گذارده بودند شورش کردند و تا سال 32 هجری قمری یعنی سه سال به مبارزه پرداختند که نهایتا در سال 32 هجری قمری بازهم این شورش شکست خورد و بیش از 40 هزار و بعضی روایت ها می گوید تا 100 هزار نفر از مردم شهر را بکشتند به گونه ای که آنقدر خون مردمان در شهر باقی مانده بود که این خون ها پاک نمیشد تا آب گرم بر خون ها ریختند.

گفتن این داستان تاریخی از این جهت ضروری بود که اگر چه اعراب بر شهر تاریخی من تاختند نام های ما را به زور تغییر دادند و نام های عربی کردند و حتی پیشوند سید هم بر آن نهادند که فراموش نکنیم که برده آنها هستیم اما مساله خون مساله ای است که هیچ گاه از بین نمی رود. شاید 1400 سال از آن روزگار بگذرد ولی این خون سر انجام در رگهای ما خواهد جوشید و راه خود را پیدا خواهد کرد . برای من این چنین بوده است  و مطمئن هستم برای بسیار دیگر از ساکنین استخر بزرگ نیز این چنین خواهد بود.  من نه اسم عربیتان را میخواهم نه سیدتان را و نه آن دین بیابانی  که برای ما به ارمغان گذاشتید .

 پدران ما در راه بازپس گرفتن این وطن از اعراب و مسلمین خونهایشان هنوز در شهر استخر جاری است و اگر این خون ها را نمی بینیم باید کور باشیم و اگر آن رشادت ها را نمی بینیم باید بی غیرت و بی تفاوت باشیم و خون تازی در رگهایمان جاری شده باشد یا اینقدر آخوندها که در واقع همان جانشینان کسانی هستند که پدران ما را کشتند و به مادرانمان تجاوز کردند داستان های دروغ گفته اند که آن را باور کرده ایم. به مانند همان داستانی که ایرانیان با آغوش باز اسلام را پذیرفتند.

حال  جالب هست که جانشینان همان اعراب که بر ما حمله کرده اند قوانینی نیز وضع کرده اند که اگر شما از این دین ما بیرون شوید و بگویید دین ما را نمی خواهید و میخواهید به آیین پدران خود بازگردید حکم شما محارب با خدا است . البته در حقیقت محارب با خدای اعراب .  و گرنه اهور مزدای ایران نیاز ندارد برای محبوبیت از شمشیر استفاده کند .

چرا امروز این مطلب را نوشتم . چون احساس میکنم خون پدران ما که در سنگ فرشهای شهر استخر ریخته شد و آن غیرت و فداکاری که در بازپسگرفتن شهر از اسلامیون بارها و بارها و بارها انجام شد اکنون بی توجه مانده . اکنون نمی دانیم که بودیم از کجا آمدیم و وقتی بی هویت باشیم مسلما راحت بر سر ما مسلط می شوند.

آری تاریخ شهر خود را بشناسیم ، به آن افتخار کنیم ، بدانیم که برای آزادی این وطن برای زیر بار زور نرفتن پدران ما خونهای زیادی دادند. اگر به خود میگوییم نژاد آریا در عمل هم نشان دهیم . اولین خصوصیت نژاد آریایی ارجحیت دادن منافع ملی و گروهی بر منافع فردی و نپذیرفتن هر نوع آیین های بیابانی هست که از عربستان برای ما صادر کرده اند. 

۱۳۹۵/۱۲/۰۳

ملی گرایی یک امر ذاتی و مشترک

ملی گرایی یک امری ذاتی و مشترک بین بعضی مردمان جهان است. همانقدر از ملی گرایی در امریکا با آمدن ترامپ خوشحالیم از تغییر دولت فرانسه و آمدن ماری لوپن خوشحال خواهیم شد و به همان نسبت از بازگشت ملی گرایان آلمانی. چون ملی گرایان اصول گرا ، هیچ موقع اصول و ارزشهای خود را فدای منافع نمی کنند به مانند ماری لوپن که امروز حاضر نشد بخاطر دیدار با یک مفتی 2 زاری لچک بر سر کند . یا ترامپ که حاضر نیست بخاطر خوش آمد آخوند باج به آنها دهد.

ماری لوپن
جالب هست وقتی با ملی گرایان دیگر کشورها نیز صحبت می کنیم آنها نیز از ملی گرایان دیگر کشورها حمایت می کنند و فقط به منفعت خود نگاه نمی کنند و این تفاوت عظیم هست بین آنها با دیگرانی که به دروغ بر شعارهای برابری ، آزادی ، فمنیسم ، حمایت از حق زن و همجنسگرا ، کودک و ... می کوبند که دکان های خود را رونق دهند.سرچشمه همه اینها هم یک گروه خاص هستند که در دنیا پراکنده هستند و با این شعارها دنیا را برای خود می خواهند .

به امید روزی که ملی گرایان واقعی در ایران نیز کشور خود را پس بگیرند.

۱۳۹۵/۱۱/۲۲

بخشی از نوشتار آمریکای از کار افتاده نوشته دونالد ترامپ

دکترین ترامپ رئيس جمهور آمريكا نسبت به جمهورى اسلامى و آينده آن ؛
ترامپ در سال ٢٠١٥در نوشتاری تحت عنوان "آمریکای ازکار افتاده" ، دکترین خود را برای چگونگی بازگرداندن آمریکای آسیب دیده کنونی به دوران پر شکوه گذشته توضیح میدهد.
در اين نوشتار (در صفحه ٣٨)، به سراغ نقش مهم ایران می رود و به ارزش ایران نیرومند و سالم و یکپارچه در بالا بردن جایگاه آمریکا می پردازد.
ترامپ می نویسد:
"ایران پیش از انقلاب، یک ایران روشن و درخشنده ای بود که پس از این حکومت ویرانه شد. اکنون با رژیم کنونی به هیچ روی نمی شود همکاری کرد. با رژیمی که رسما اعلام میکند که اسراییل تا بیست و پنج سال آینده باید از روی نقشه جغرافیا محو شود.
و اکنون بر ماست که مشت محکمی بر صورت رهبران و هواداران چنین سیستمی بزنیم."
توضیحات ترامپ در اين نوشتار، گویای اين مهم است که براى بازگشت به آمریکای بزرگ، تغيير رژيم كنونى ايران و سرنگونى آن و جايگزين شدن يك نظام دمكرات و سكولار به جاى آن يكى از لوازم موردنياز است

۱۳۹۵/۱۱/۱۸

به راستی چه تعداد ایرانی در ناسا اشتغال دارند ؟

در سالهای اخیر آمارهای مختلفی از ایرانیان شاغل در ناسا شنیده ایم ولی به راستی چه میزان ایرانی در ناسا شاغل هستند ؟

به گفته خود پرفسور نادری چیزی حدود ۲۵۰ تا ۳۵۰ از ۲۵۰۰۰ کارمند ناسا ایرانی‌ الاصل هستند یعنی‌ حدود ۱% که می توانید این فیلم را از اینجا ببینید : 




حال در این موضوع ویزای آمریکا عده ای که بیشتر رو به قبله نظام آخوندی نماز می خواندند با دادن آمارهایی که مثلا 43% از کارمندان ایرانی ناسا را اداره می کنند سعی در گمراه کردن افکار عمومی را داشتند .

همانطور که در زیر می بینید حتی از زبان دکتر نادری گفتند که ایشان به ترامپ گفته است که این کار بی شرفی است !





این در حالی است که سریعا دکتر نادری با عنوان این که این خبر کذب است این بیانیه را در فیس بوکش انتشار داد .

یکی از رسالت های واقعی ما  ملی گرایان این است که ابتدا خودشناسی را در جامع رواج داده و از بزرگنمایی  در باب خود خودداری کنیم .  این بدین منظور است که توان اصلی خود را بشناسیم و با آن قدرت و ضعف خود را پوشش دهیم. 

۱۳۹۵/۱۰/۲۸

سخنی اندر باب مسیحیت و اسلام

وقتی صحبت ازانتقادها از اسلام پیش می آید سریعا عده ای (از طرف مسلمین و یا آتئیست ها) صحبت از جنایات مسیحیت در قرون وسطی می کنند و می گویند چرا اکنون نسبت به آن انتقادی نمی کنید .
مساله بسیار ساده است . علت اینکه اکنون نسبت به اسلام انتقاد است و نسبت به مسیحیت نه چون مردمان فعلی در زمان حال زندگی می کنند نه در زمان گذشته . در همان عهد رنسانس که مخالفت ها علیه سیطره کلیسا بلند شد و مردمان بسیاری قیام کردند تا سیطره کلیسا را خاتمه دهند بزرگان مسیحیت به مانند مارتین لوتر خود فهمیدند که راه اشتباه است و باید برای نجات دین خود و باورهای خود دست از افراطی بازی بردارند و دست از سر زندگی و جان و مال ناموس مردم نیز بردارند . همین اصلاحات پیش آمده باعث شد که آبروی مسیحیت حفظ شود و حساسیت مردم نسبت آن کم شود و در واقع مخالفتی با آن به صورت عملی نباشد .

اکنون که در بسیاری از کشورها جنایاتی به اسم اسلام انجام می شود و کسانی که به عنوان بزرگان اسلام هستند یا سکوت می کنند یا خود در این جنایات نقشی دارند این بسیار طبیعی است که نوک تمامی انتقادات اکنون به سمت اسلام است چون هیچ نوع تغییر سیستماتیکی در این سیستم به وجود نیامده . در کشورهای مسلمان (به صورت اسمی) به مانند ایران هم که اسلام به عنوان یک دین بی آزار در آمده بود باز همین علمای اسلام بودند که دست همکاری به مارکسیست و عوامل اطلاعاتی غرب دادند تا نوع دیگر از اسلام را به مردم نشان دهند . یعنی خود خواستند که آبروی دینشان برود.

به هر روی طبق اصل سوم نیوتون هر کنشی مساوی واکنشی است و تا زمانی که اسلام هیچ نوع تغییر بنیادین درونش ایجاد نشده ، کشورهای مسلمان به جای صحبت از وحدت و از این صحبت های واهی که برای چیره شدن بر دنیای مدرن است به فکر ایجاد رنسانس درون خودشان نباشند و جدایی دین از نهاد دولت را نپذیرند مخالفت ها ادامه دارد چه بسا این مخالفت ها به قدری بالا بگیرد که با یک انقلاب های ملی تر و خشک به پای هم بسوزند و آن روز دیگر برای رفوروم و اصلاح بسیار دیر است .


مهدی میرقادری

01/17/2017

۱۳۹۵/۱۰/۲۲

کتاب ملاهای میلیونر ایران کتابی برای شناخت مافیای اقتصادی جمهوری اسلامی

پل جرج کِلِبنیکوف یک روزنامه‌نگار آمریکایی روسی‌تبار بود. او در شهرنیویورک به دنیا آمد . او در کتاب خود به اسم "ملاهای میلیونر ایران " این چنین می نویسد :
کتاب ملاهای میلیونر ایران نوشته پل جرج کلینیکوف 

در حالی كه بیش از ۹ درصد نفت دنیا و ۱۵ در صد گاز طبیعی جهان در ایران قرار دارد، ایران باید كشوری ثروتمند باشد، اما درآمد سرانه هفت درصد كمتر از مقدار آن قبل از انقلاب می باشد. حجم سرمایه های منتقل شده از ایران به دبی و مناطق امن اقتصادی در حدود سه بیلیون دلار در سال است.
بخش مربوط به رفسنجانی ها :
رفسنجانی ها....!
خانواده رفسنجانی، از سطح متوسط کشاورزان پسته بودند. "آنها افراد ثروتمند ی نبودند ،  سخت کار بودند و همیشه سعی می کردند که همدیگر را کمک کنند"
 پس از انقلاب ایران یك برادر رفسنجانی صنایع مس را در دست گرفت، دیگری كنترل تلویزیون را، برادر زن وی استاندار كرمان شد و پسر عمو صادرات چهارصد میلیون دلاری پسته را قبضه كرد.
 پسر و خواهرزاده او؛ در وزارت نفت پستهای كلیدی دارا شدند، پسر دیگر او مترو را در اختیار دارد كه تا زمان تهیه گزارش حدود هفتصد میلیون دلار برای آن هزینه شده است.
این خانواده از طریق شركت ها و بنیادهای مختلف عمل كرده و باور بر این است كه یكی از بزرگترین شركت های نفتی ایران، كارخانه ساخت اتومبیل و یكی از بهترین خطوط هوایی خصوصی ایران را در دست دارند (علیرغم اینكه خود آنها منكر تصاحب این ثروت ها هستند.)
 كوچكترین پسر رفسنجانی یاسر، صاحب باغی سی هكتاری در منطقه فوق مدرن لواسان در همسایگی تهران است كه هر هكتار زمین در آن منطقه در حدود چهار میلیون دلار معامله میشود. یاسر از كجا این پول را آورده است؟
او یك تاجر تحصیل كرده بلژیك است و اداره كننده شركتی است كه در زمینه غذای كودك، آب معدنی و ماشین آلات صنعتی فعالیت دارد.
در بخشی دیگری می نویسد :
 ساده ترین راه پولدار شدن به قول سعید لیلاز كه اكنون با یكی از شركتهای اتومبیل سازی همكاری می كند در سالهای اولیه انقلاب داشتن رابط های لازم به منظور گرفتن مجوز واردات و تبدیل دلار صد و هفتاد و پنج تومان به هشتصد تومان بود. تخمین او گویای زیانی معادل سه تا پنج بیلیون دلار در سال به اقتصاد ایران حاصل از این نوع كلاهبرداری قانونی در آن مدت است.

یاد آور می شود پل جرج کِلِبنیکوف کتابهای دیگری درباره مافیاهای اقتصادی دنیا الخصوص روسیه نیز نوشته است . این نویسنده  در مسکو در تاریخ ۹ ژوئیه ۲۰۰۴ در سن ۴۱ سالگی به قتل رسید. وی هنگامی که در شامگاه روز جمعه در حال خارج شدن از دفتر مجله بود، با چهار گلوله شلیک شده از یک ماشین در حال حرکت به شدت زخمی شد و در بیمارستان به علت خرابی کپسول اکسیژن در آسانسور و یا نبود کپسول اکسیژن درگذشت. باوجود اینکه ترور وی را مرتبط با آخرین انتشار او یعنی ۱۰۰۰نفر پولدار دنیا می‌دانند اما عاملان اصلی ترور وی همچنان ناشناخته هستند.


۱۳۹۵/۱۰/۱۸

طرح لغو تابعیت و تسلیت به همه پناهندگان قلابی و آقازاده های رژیم

با بررسی طرح لغو  تابعیت کسانی که تابعیت مضاعف دارند در مجلس  گامی مهم برداشته شد در جهت جلوگیری از ورود کسانی که به ناگاه ویار خارج  کرده و میخواهند هم از  توبره خورند و هم از آخور.

شاید بدانید که در سالهای اخیر بسیارانی با سو استفاده از نام زندانیان سیاسی  ، جانباختگان راه آزادی و کسانی که در ایران مبارزه کردند و هزینه دادند به خارج کشور آمده کیس پناهندگی ارائه داده و پس از آنکه خر آنها از پل مراد گذشت مجددا ویار یار کرده و به ایران بازگشتند آنهم با مراجعه به سفارت جمهوری اسلامی و امضای غلط کردم . 

از سویی دیگر آقازاده های رژیم و معمولا آقازاده های جناح اصلاح طلب که با پول نفت ملت ایران به خارج کشور آمده با قیافه عوام فریب خود را مدرن جلوه داده مثلا حجاب را کنار گذاشته یا شبانه روز در دیسکو و کاباره های خارج قر می دهند ولی در بزنگاههای حساس به مانند انتخابات سریعا به عنوان ستون پنجم برای پدران خود وارد میدان شده و مردم را تشویق به رای دادن به خانواده های خود می کنند زیرا میدانند نان خوردن آنها به همین رای ها بستگی دارد . 

اکنون با اجرای این طرح در درجه اول ضمن مجرم شناختن کسی که دارای تابعیت کشور دیگری است زمینه برای ضبط اموال نامنقول فرد نیز باز میشود. 

از این رو راه برای پناهندگان تقلبی ، آقازاده ها و .... در خارج کشور بسته می شود و واقعا صف خودی از ناخودی جدا می شود. 

سخن من همیشه این بوده است که اگر ما دشمنی یا جنگی با جمهوری اسلامی داریم بیاییم جنگی مردانه داشته باشیم و صف هایمان جدا باشد نه اینکه افرادی از این قبیل منفعت طلبان یا آفتاب پرستانی که هر روز به یک رنگ در می آیند در بین ما باشند که فقط بر اساس منافع کار کنند . 

در ضمن خوب است که بدانید شما وقتی می خواهید تابعیت (نه اقامت) یک کشور را بگیرید باید به قانون اساسی آن کشور قسم یاد کنید و بگویید که حافظ منافع آن کشور هستید . حال چگونه است که عده ای از همین افراد قسم یاد میکنند که حافظ منافع مثلا کشور آمریکا باشند ولی از یک سو در مناسب خود رژیم به سر می برند. 

یاد آور می شوم که شاهزاده رضا پهلوی طی این همه سال هیچگاه تابعیت دولت آمریکا و سایر دول دیگر را نپذیرفت. 

۱۳۹۵/۱۰/۱۵

اندرباب طرح درست عقیم سازی زنان کارتن خواب

این روزها طرحی به سر زبان ها افتاده است که مورد بحث های زیادی واقع شده است و اکثر افراد چه از داخل کشور چه از خارج چه از هواداران جمهوری اسلامی چه از اپوزسیون به نحوه های مختلف بر این طرح می تازند  و آن طرح " عقیم سازی زنان کارتن خواب" است .

من به عنوان یکی از هواداران این طرح هستم و دلایل موافقتم را در زیر توضیح می دهم.

اولین مساله و سوالی که از مخالفین این طرح مطرح می شود این هست که شما آیا جوابگوی آن کودکی هستید که با ویروس ایدز یا در یک شرایط بد اجتماعی در کف خیابان به دنیا آمده است ؟

شمایی که دم از حقوق بشر و حقوق انسان میزنید و حتی برای جلوگیری از این طرح از علما و فقهای اسلامی هم طلب یاری جسته اید آیا به دنیا آوردن کودکی که قرار است تمام عمر خود را رنج بکشد و به مرگی ناگوار بمیرد خود مصداق زیر پا گذاشتن حقوق بشر و حقوق کودک و حتی آن زنی نیست که باید با این رنج کودک خود را به دنیا بیاورد.

افرادی که علم مقابله با این طرح برداشته اند خود گویا در کاخ های شیشه ای خود نشسته اند و هیچ نوع برخورد با کارتن  خوابها ،معتادین و تمام کسانی که از این فلاکت های اجتماعی رنج می کشند ندارند یا ندیده اند و یا در آن جامعه نبوده اند.


مزایای این طرح به این صورت است که چرخه به دنیا آمدن کودکانی با بیماری ایدز و امثالهم که قرار است در محیط بزه به دنیا آیند قطع می شود . در درجه دوم رنج و آسیب زنانی که خود در دام اعتیاد و فقر زندگی می کنند و حال باید یک کودک معصوم که هیچ گناهی را ندارد را نیز حمل کنند . بعد از این موضوع امکان بازپروی این زنان ساده تر است و نیاز نیست حال یک کودک را هم بازپروی کرد .

از سوی دیگر می دانیم که بر اساس تحقیقات دانشمندان در سالهای اخیر مشخص شده است که  ریشه مسائلی مثل اعتیاد به مواد مخدر یا الکل و حتی خشونت و تجاوز ژنتیکی است که البته محیط هم آن را تشدید می کند . دکتر " ژری تیرهونن" استاد عصب شناسی در انستیوی کارولینسکا در استکهلم است که موضوع  بیان کرده است علت را  یکی از این جهش های ژنتیکی در ژنی به نام MAOA می داند.
این محقق میگیوید وجود این دو جهش ژنتیکی میتواند موجب ۱۳ برابر شدن احتمال فرد به ارتکاب به جرائم خشن میشود. این جهش موجب یک اتصال کوتاه در کنترل و فرآوری هورمون دوپامین در بدن است.
مطالعات قبلی نیز  نشان داده است که زیاد شدن این ماده در بدن میتواند موجب رفتارهای تهاجمی در فرد شود بخصوص موقعی که همراه با مصرف مواد و الکل باشد.
پس با این طرح از انتقال این ژن معیوب نیز جلوگیری می شود . صد البته که شرایط محیطی و جامعه و فشارهای روحی روانی نیز در این موارد بسیار تاثیر دارد و من نمیخواهم همه چیز را به ژنتیک مربوط سازم ولی این پاسخی بود برای کسانی که بعضا فقط فرد را مقصر این پروسه می دانند ولی این چنین نیست . زمینه ژنتیکی بسیار می تواند در خطرناک شدن فرد تاثیر گذار باشد و بخاطر همین موضوع است که در بسیاری از نقاط جهان مجازات تجاوز جنسی  عقیم سازی جنسی است که چرخه تولید نسل فردی که متجاوز است قطع گردد . 
من همچنین بر این باور هستم علاوه بر زنان کارتن خواب باید مردان آلوده به ویروس ایدز و امثالهم را نیز عقیم کرد تا از طریق آنها نیز این آلودگی انتقال پیدا نکند .

در کل امیدوارم هر چه زودتر امکان این طرح به وقوع بپیوندند و از بدنیا آمدن کودکان معصومی که قرار است رنج و سختی و فقر و نهایتا مرگی دردناک را بچشند جلوگیری شود. 

۱۳۹۵/۱۰/۱۳

در گرامی داشت یاد فرود فولادوند

امروز کلیپی که در پاسداشت مبارزات فرود فولادوند در زمینه روشنگری دینی داشت و هفته پیش ساخته بود برایتان انتشار می دهم. فرود فولادوند به دیدگاه من انسانی بود که دل در گرو ایران داشت . شاید بسیاری از نقطه نظرهای سیاسی او مورد قبول من و بسیاری از دوستان نباشد ولی نکته ای که هست باید بپذیریم از هر کسی که خدمتی انجام داده بدون حب و بغض قدردانی کنیم و سیاه و سفید به قضایا نگاه نکنیم . روشنگری دینی در مقطعی که بسیاری جرات آن را نداشتند کاری بود که ارزش ستایش و یاد آوری داشت .
امیدوارم که با این کلیپ یاد  او را گرامی داشته باشم.